![]() |
![]() |
|
| این وبلاگ برای یادگیری وبه اشتراک گذاشتن یافته های ادبی میباشد |
|
آخرین پرنده که می پرد نگاه ابر را از نمناکی چشم هات عبور میدهد وساق های لاغر میخک
کنار کهنگی این چهارچوب آه می کشد تنها چند متر آنطرف تر شاخه های آلوچه برخطوط دفتر خاطرات سرک می کشند وهفت سالگی بی که بداند مرا بی دغدغه وعشق گاه با تیر کمان دنبال کلاغ های باغ میدود گاه پای قصه های مادر بزرگ خوابش می برد |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 19 تیر1386ساعت 10:57 بعد از ظهر توسط ناصر غفاری |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
انتظار نمیرود بتوانیم بدانیم که هستیم شاید بتوانیم بفهمیم گل یا حشره چیست
|
|
RSS
|