تبليغاتX
آفرینش
این وبلاگ برای یادگیری وبه اشتراک گذاشتن یافته های ادبی میباشد
دراز میکشی

چراغ را خاموش میکنی

در خلوت آخرین سروده ها را مرور میکنی

اما در بسته است

وآنان بیهوده به در میکوبند

آنان زمزمه هایت را نخواهند شنید

همچنان که فریادهایت را نشنیده بودند

دوباره مرور میکنی

علامت سوال را سرجایش قرار میدهی

پایان بندی را عوض نمی کنی

آنان گوشهاشان را به مزار چسبانده اند

همچنان که چشمهاشان گرد شده

زیر لب چیزی را تکرار میکنند 

+ نوشته شده در  دوشنبه 5 آذر1386ساعت 10:7 بعد از ظهر  توسط ناصر غفاری |