![]() |
![]() |
|
| این وبلاگ برای یادگیری وبه اشتراک گذاشتن یافته های ادبی میباشد |
|
این روزها حواسم اصلا سرجایش نیست چند ساعت توی رختخواب دراز میکشم تا خوابم ببرد پدر روی صورتم دنبال ویروس میگردد مادر لای دفترچه ی تلفنم گربه ی همسایه اما به ریز ریز کاغذها روی شیروانی نگاه میکندو لبخند میزند
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 17 مرداد1386ساعت 8:23 بعد از ظهر توسط ناصر غفاری |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
انتظار نمیرود بتوانیم بدانیم که هستیم شاید بتوانیم بفهمیم گل یا حشره چیست
|
|
RSS
|